-
2 Postari
-
1 Fotografii
-
0 Video
-
Female
-
11/02/2001
-
Urmarit de 4 people
© 2026 اهورا | شبکه اجتماعی جهانی
Romaian
Recent Actualizat
-
گناه او در بی گناهی بود
چشم هایی که حرفی برای گفتن نداشت
دست های که دوری می گزید
حرف هایی که سکوت را ترجیح میداد
و قدم هایی که گاهی می لرزید
ولی آخرش برمی گشت!
افکاری داشت که شب ها آزارش میداد
وخیالی که انگار جنگِ یک به هزار بود
رویایی داشت که در سرزمین عجایب هم نبود
گناهی نداشت
گناه او این بود که از مرداب گریخته بود
و به رودخانه پناه برده بود...
میم.کا🌾گناه او در بی گناهی بود چشم هایی که حرفی برای گفتن نداشت دست های که دوری می گزید حرف هایی که سکوت را ترجیح میداد و قدم هایی که گاهی می لرزید ولی آخرش برمی گشت! افکاری داشت که شب ها آزارش میداد وخیالی که انگار جنگِ یک به هزار بود رویایی داشت که در سرزمین عجایب هم نبود گناهی نداشت گناه او این بود که از مرداب گریخته بود و به رودخانه پناه برده بود... میم.کا🌾2 Commentarii 0 Distribuiri 6K Views1
Vă rugăm să vă autentificați pentru a vă dori, partaja și comenta! -
Mai multe povesti